الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)
485
مفاتيح الجنان (فارسى)
من بگذرى ! ابراهيم گفت غفر اللّه لك [ خدا تو را بيامرزد ] ، پس على بن يقطين صورت خود را بر خاك گذاشت و ابراهيم را قسم داد كه پاى روى صورت من بگذار و صورتم را زير پايت بمال ، ابراهيم امتناع كرد ، على بن يقطين او را قسم داد كه چنين كند . ابراهيم پا به صورت على بن يقطين گذاشت ، و روى او را زير پاى خود ماليد و على بن يقطين مىگفت : « اللّهم اشهد » [ خدايا گواه باش ] سپس بيرون آمد و سوار بر آن مركب شد و همان شب به مدينه بازگشت ، و شتر را بر در خانهء حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام خوابانيد ، آنگاه حضرت او را اذن داد كه بر آن جناب وارد شود ، و حضرت كار او را قبول فرمود . از دقّت در اين خبر معلوم مىشود كه حقوق برادران دينى تا چه اندازه پر اهميّت است ! دهم : بوسيدن عتبهء عاليه و آستانهء مباركه است ، و شيخ شهيد فرموده : اگر زيارت كننده سجده كند و نيّتش اين باشد ، كه خدا را به شكرانهء اينكه مرا به اين مكان رسانده ، سجده مىكنم بهتر است . يازدهم : مقدّم داشتن پاى راست به وقت وارد شدن ، و مقدّم داشتن پاى چپ به وقت بيرون آمدن ، مانند ورود به مساجد و خروج از آنها ، دوازدهم : رفتن به نزد ضريح مطهّر ، به طورى كه بتواند خود را به آن بچسباند ، و توهّم آنكه دور ايستادن ادب است وهم است ؟ زيرا تكيه كردن بر ضريح و بوسيدن آن ، در آثار وارد شده است سيزدهم : در وقت زيارت پشت به قبله و ايستادن رو به قبر منوّر و ظاهرا اين ادبت مختصّ به معصوم است ، چون از خواندن زيارت فارغ شد ، گونهء راست را به ضريح بگذارد و به حال تضرّع دعا كند ، سپس گونهء چپ را بگذارد و خدا را به حق صاحب قبر بخواند كه او را از اهل شفاعت آن بزرگوار قرار دهد و در دعا مبالغه و اصرار ورزد ، آنگاه به سمت سر مطهّر برود ، و رو به قبله بايستد و دعا كند . چهاردهم : ايستادن در وقت خواندن زيارت البته اگر عذرى از ضعف و دردكمر و درد پا و غير آنها ندارد پانزدهم : گفتن تكبير به هنگام ديدن قبر مطّهر ، پيش از شروع زيارت ، در روايتى آمده : هركه پيش روى امام عليه السّلام تكبير گويد ، و پس از آن بگويد : لا إله الّا اللّه وده لا شريك له براى او رضوان اللّه اكبر نوشته شود . شانزدهم : خواندن زيارتهاى روايت شدهء در كتب معتبر ، و زيارتهاى رسيده از سادات أنام أئمهء طاهرين عليهم السّلام ، و ترك خواندن زيارتهاى اختراع شده ، كه بعضى بىخردان از عوام ، آنها را با بعضى از زيارات تلفيق كرده ، و نادانان را به آن مشغول ساختهاند . شيخ كلينى از عبد الرحيم قصير روايت كرده : كه گفت : بر امام صادق عليه السّلام وارد شدم ، و گفتم : فدايت شوم از پيش خود دعايى